الشيخ الصدوق ( مترجم : غفاري )
31
من لا يحضره الفقيه ( فارسي )
4399 - و هنگامى كه ابو جعفر محمّد بن على عليهما السّلام دختر مأمون الرّشيد را بهمسرى گرفت ، خود به خطبه چنين آغاز كرد : « سپاس خداى را كه از سر رحمت و مهر ، نعمت خود را تمام و كمال ميدهد ، و از روى فضل و كرم به سپاس نعمتش خود راهنماست ، و درودش بر محمّد كه بهترين بندگان اوست آنكه همهء فضائلى را كه به انبياء پيشين عطا فرموده بود ، يك جا به او ارزانى داشت ، و ميراث خوارى كمالات و وصايت او را براى آنان كه مخصوصاند به جانشينى او مقرر فرمود ، و سلام و درود فراوان بر او ، بعد فرمود : اين پيشواى مؤمنان ( يعنى مأمون ) است كه دختر خويش را بهمسرى من داده است طبق مقرّراتى كه خداوند عزّ و جلّ براى زنان مسلمان بر همسران مسلمانشان واجب فرموده است : از نگهدارى آنان به نيكوئى و پسنديده ، يا رها كردن به لطف و احسان ، و بذل كردم مهريّه و صداق را آن مقدار كه جدّم رسول خدا صلَّى الله عليه و آله براى همسرانش معيّن فرموده بود و آن دوازده و نيم اوقيّة است كه عبارت از پانصد درهم نقرهء مسكوك مىباشد ، و بر ذمّهء من است تمام آن پانصد درهم و بعلاوه از مال شخصى خود يك صد هزار درهم به او بخشيدم . اى امير مسلمانان ، آيا او را به من تزويج كردى ؟ مأمون گفت : آرى ، حضرت فرمود : من نيز پذيرفتم و رضا دادم . 4400 - و امام صادق عليه السّلام فرمود : هر كس ازدواج كند و نظرش